مدتها بود که شنیده بودم یک دختر دانشجو خیلی روی هویتش و دفاع از ان تاکید دارد و همین او را در کانون توجه دیگران قرار داده است ساحل دانشجوی لرتبار ساکن کرج به طرزی شگفت انگیز از غرور واصالت دم میزند و همین کنجکاومان می کرد که لااقل بااو گپی بزنیم وببینیم دغدغه های یک دختر جوان وتحصیلکرده در این روزگار وانفسای هویت گریزی وهویت ستیزی چرا باید اصالتش باشد!؟ پیداکردنش در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ازاد واحد کرج کار چندان دشواری نبود واین امر بواسطه یک دوست مشترک شکل گرفت ...

ساحل مثل همه دختران زاگرسی صفا وصمیمیتی خاص داشت ودر عین حال شخصیت قوی ومثال زدنی! برخلاف انکه انتظار داشتم باید دختر پرشروشور مواجه شوم دربرابر دختری نشسته بود که متین وآرام وفکور به نظر می سرید کم حرف میزد و وقت حرف زدن از عمق چشمانش می توانستی بخوانی که همزمان در حال تفکر است یعنی ذهنی باز وسیال دارد . بعنوان اولین سوال به سراغ هویت شخصی اش رفتم و او پاسخ داد:

-اصالتی نهاوندی دارد هرچند خودش متولد کرج است و اینجا بزرگ شده ولی هروقت فرصت کرده به دیار پدری اش سری زده است.

سوال بعدی مان در مورد رشته ای بود که در ان مشغول به تحصیل بود و او گفت که جامعه شناسی می خواند چون علاقه دارد جوامع مختلف وفرهنگهایشان را بشناسد و شاید همین سبب علاقه به فرهنگ تبار خودش شده است زیرا پسا از مطالعه روی فرهنگهای گوناگون احساس کرده است فدر فرهنگ لری کششی وجود دارد که او را به سوی خود می کشاند...

" من در ابتدا روی فرهنگهای ازیادرفته ای مثل سرخ پوستان تمرکز پیدا کردم بعدش نژاد سامی وبنی اسراییل برایم جذاب بود ومطالعه می کردم و صدالبته فرهنگ هندوستان که عاشقش بودم و یه روز به خودم گفتم من یک لرم چرا در مورد هویت خودم تحقیق نکنم نه چندان محکم ولی قدمهای اول رو برداشتم وهرچه جلوتر می رفتم بیشتر مجذوب میشدم و یهو حس کردم غرق شدم..."

ساحل یه ارزوی بزرگ داره

"دوست دارم یه کار بزرگ و جامع وکامل در مورد فرهنگ تبار خودم انجام بدم یک کار ماندگار ومرجع برای همهگان"

بهش میگم راز جذابیت فرهنگ لری برای شما چی بود و اون میگه:

" خوب اول اینکه شناخت هویت خودم برام خیلی جذابه بالاخره آدم وقتی خودش رو بیشتر بشناسه یه احساس عجیبی بهش دست یده چطور بگم یه هیجان خاص داره من که واقعا لذت می برم...بعدش اینکه به نظرم لر یه قوم خاصه یه قوم که تفاوتهای خاصی با بقیه داره من فکر می کنم یه صفا و مردانگی خاصی تو افراد قومم هست که منو مجذوب خودش می کنه..."

میگم پس چرا بعضیها هویتشون رو میخواهند عوض کنند و او پاسخ می دهد:

" اونا هویتشون رو عوض نمی کنند بلکه عوضی میشن! یه آدم هیچوقت نمی تونه خون خودش رو عوض کنه هویت خودش رو عوض کنه اما می تونه عوضی بشه وبین این دوتا فرق زیادی هست یک سرشناسی میگه ما دوسوم اصالت خودمون رو به قیمت شبیه شدن به دیگران از دست میدیم اینجاست که من باید بگم خیلیها لر متولد میشن اما لر نمی مونن! لربودن لوازم خاص خودش رو داره! "

می پرسم جواب شما به این جماعت گریزان از هویت چیست و اون پاسخ میده:

" ببینید من خودم دوستی داشتم که همتبارم بود بعضی موقعها در حین حرف زدن می گفت حالا دیگه اونقدرام لر نیستیم که این کارو بکنیم خوب من می گفتم مگه تصور تو از لر بودن چیه که اینجور می گی و اون هیچوقت جواب قانع کننده ای به من نمیداد وسکوت میکرد آخر سر! لر رو در عامه به سادگی می شناسن وگاهی به انجام کارهای با توان جسمی بالا و کله شق بودن و حتی متاسفانه گاهی عمل چند نفر رو به پای همه می نویسن و یه سری صفات منفی دیگه نسبت میدن اما باور کنید اینها همه به سبب ناآشنایی خیلی ها با فرهنگ کهن وباستانی این قومه میشه لر بود و زیرک بود و ظریف بود و متین بود و...متاسفانه اکثرا تصور اشتباهی از مردم لر دارند مثلا وقتی یک نقاش لر رو می بینن میگن اصلا بهش نمیاد لر باشه خوب یعنی چه؟ جالب اینکه حجم بالایی از هنرمندان و نخبگان کشور لرتبارند وجای درد اینجاست اگه روی هویتشون کمی تاکید می کردند حالا کار ما خیلی راحت بود چرا باید یک دانشجو سر کلاس بگه گمان نکنم حتی یک لر نخبه درکشور باشد و وقتی اسم چند تن از بزرگان سینما وموسیقی کشور بعنوان لرتبار برده میشه تا مدتها گیج ومنگ به اطراف نگاه می کنه خوب مشکل اینه که فرهنگ لر معرفی نشده!

اگه نخبه ما با کمال راحت مثل نخبگان سایر اقوام از هویتش بگه حال و روز ما این نمیشه!

می گویم مشکل کجاست و ساحل می گوید:

" مشکل اینه که شاید ما برخلاف سایر اقوام از اول که رشد می کنیم خود را ایرانی می دانیم وبعد لر! ببینید یک واقعیته ما را رو نگهبان ایران میدونن و ما هم به عشق ایران بزرگ میشیم یعنی برامون ایرانی بودنمون کافیه!"

ازفضای دانشگاه ومواجه با اقوام می پرسم واون میگه:

" دانشگاه حسایتهای خاص خودش رو داره وزیاد مایل نیستن در این زمینه ها وارد بشن متاسفانه جو بیرون اینجا هم حاکم هست حتی هرازگاهی استادی می بینیم جوک قومیتی تعریف می کنه من خیلی بااین قضیه مبارزه کردم تاوانشم دادم حتی نمره رد هم گرفتم چون محکم جلوشون ایستادم واز هویتم دفاع کردم به استادی گفتم اگه همون نگاهی که به استان شما میشد به مناطق ما میشد حالا رشد فرهنگی متوازنی داشتیم اقتصاد پایه فرهنگهاست وفقر ام الفساد وقتی از در بیاد تو همه چیز از پنجره بیرون میره تازه بااون وضع وخیم اقتصادی ما خیلی نجیب هم هستیم کار دیگه ای نکردیم!"

" به یکی دیگه گفتم تو که به ما توهین می کنی خودت کی هستی من لرم واصالت دارم تاو کی هستی از کجا اومدی!؟"

صحبتهایش دلنشین ودلگرم کننده است دختری مصمم وبااراده که گمان میرود در آینده کاری درخور اعتنا برای معرفی فرهنگ تبارش انجام دهد می گویم نسل جدید را چگونه باید به فرهنگشان راغب کرد و او می گوید:

" اول اینکه واژه لر باید بازسازی شود ببینید یه مثال بزنم موقعیت قوم ما در ایران مثل ایران در دنیاست البته در حجم خیلی کوچکتر! الان ایران در دنیا بشدت تخریب شده است انهم بوسیله تبلیغات سو بیگانگان ما هم اینگونه ایم دوم اینکه جوان امروز منفعت طلب است او می گوید گیرم که من روی اصالتم تاکید کردم خوب چی به دست میارم؟ اون باید بدونه باحفظ اصالتش چی به دست میاره وبا ازدست دادنش چی از دست میده خطرات بیشماری ما رو تهدید می کنه شاید حتی زودتر از دیگران محو بشیم اگر دیر بجنبیم و در دیگر فرهنگها انحلال بشیم! ..."

حرفهای ساحل تامل برانگیز است و ما می مانیم و دنیایی که پیش روی ماست ما به کجا خواهیم رفت...