close
تبلیغات در اینترنت
لرها شگفت انگیزند4 - 11
loading...

لرها شگفت انگیزند4

ازمیان دو واژه انسان و انسانیت،اولی میان کوچه ها و دومی لابه لای کتابها گم شده است!

جلال الدین خوارزمشاه در لرستان!

حمید لطفی بازدید : 187 پنجشنبه 18 تير 1394 : 16:42 نظرات ()

 

 

سخن ازجلال الدین خوارزمشاه سرداری ست که امتیازش به این بودکه هیچ نشانی از پدرنداشت !

درموردش نقل قول فراوان است که گاها باهم درتضادند انگونه که گاهی سرداری را می بینیم که تنها نقطه امید ایرانیان در برابر مغولان است و چنان بی باکانه برقلب سپاهشان میزند که تحسین چنگیزرا برمی انگیزد و غیرتمندانه اهل حرم رااز ترس انکه دست تاتار نیفتند به دریا می افکند و یک تنه با یک نیزه وشمشیروسپر از رود سند میگذرد و از طرف دیگر سرداری را می بینیم که عیاش وخوشگذران است وهرجارا تصرف میکند تکبرفراوان برمردمانش روا می دارد!در دیاربکر چنان مستی پیشه میکند که نمی فهمد چگونه به محاصره مغولان درمیاید که البته معجزه وار از چنگشان جان سالم به در میبرد هرچند عاقبت مدتی بعد کشته میشود...

بااین همه ، این نقل قولها بریک نکته اجماع دارند و ان شجاعت شگفت انگیز این مرد و اینکه قوت قلب مردمان آن روزگار دربرابر سیل بنیان افکن مغول بود .حکایت مغولان وجلال الدین چون گربه وموش بود که انها را ازاین سمت به جانب دیگر می کشاند والبته جالب اینکه مغولان درحسرت کشتنش هم ماندند و جلال الدین توسط افراد دیگر کشته شد...

سالها قبل از فرار به هندوستان درست در سالهای ابتدایی حمله مغول اتابکان لرستان برایش پیام فرستادندکه جلال الدین را فرمانروا ایران میدانند وحاضرند درکنارش با مغولان بجنگند اما معلوم نیست چرا سلطان جوان از کنار  چنین پیشنهادی با بی تفاوتی گذشت  و ازاین کمک حیاتی چشم پوشید امری که تنها ضررش را کشور دید و سلطان جوان ! البته پاره ای مورخان معتقدند جلال الدین به ایشان مشکوک بود زیرا می پنداشت که اتابکان لر قصد توطئه ای علیه اش را دارند !

وقتی به شرایط اطراف شاهزاده دقت می کنیم می بینیم سلطان جوان تاحدودی حق داشته است چنین بدبینانه به اطراف بنگرد دقت کنید سلطان درمیان خانواده اش هم غریبه بود و برادرانش به او خیانتهای فراوان روا می داشتند و حتی سودای قتلش را داشتند و ازهمه مهمتر ملکه یاهمان مادربزرگش بشدت ازاو نفرت داشت و باانکه وی پسربزرگ خاندان بود ملکه با ولیعهدی وی بشدت مخالفت می کرد وعاقبت هم حرفش را به کرسی نشاند ومانع این امر شد جلال الدین بارها ازاین خیانتهای اطرافیان و سردارانش اسیب دیده بود وعاقبت هم بقتل رسید...

شاید آن روز اگر جلال الدین پیشنهاد کمک اتابکان را می پزیرفت بسیار بهتر وسودمند تر  از روزی بود که خودش به خرم اباد امد. جلال الدین سالها پس از ان پیشنهاد به محض بازگشت ازهند  راه لرستان را در پیش گرفت و درسال 621قمری وارد شاپورخواست یاهمان خرم اباد شد این بار چندتن از امرای لر بااو بیعت کردن و بدین گونه خرم اباد پایتخت مقاومت ایران گردید جلال بااتکا به نیروی جدید  به خلیفه عباسی نامه نوشت و از او خواست تا به کمک هم علیه مغول دست بکار شوند لیکن خلیفه اورا به چوب پدرراند ونه تنها کمک نکرد که دو لشگر از شمال وجنوب سمت خرم اباد گسیل داشت تا کار جلال الدین را تمام کنند !

جلال الدین  ابتدا سمت سپاه جنوبی رفت تعداد نفرات سپاه خلیفه چندین برابر قشون جلال الدین بود اما سردار جوان  به شیوه اشکانیان به مصاف ایشان رفت  یعنی زمین داد وزمان خرید او به ظاهر ازبرابر انها میگریخت و وانمود به ترسیدن میکرد وانها را تا جایی که می خواست می کشاند وانگاه با حمله ای رعداسا انها را درهم می شکست! جلال الدین تا نزدیکی بغداد نیز انها را تعقیب کرد انگاه هنگام بازگشت برای مصاف با سپاهی که از جانب شمال و صدالبته اربیل به نبردش میامد رفت و انها را هریمت کرد و انگاه راهی تبریز شد...

درمورد دوران حضور جلال الدین و برخورد وی با مردمان لر درتاریخ مورد مشخصی وجودندارد اما انچه مشخص است این است تا زمانیکه در لرستان بود مورد حمایت کامل لران بود و پیروزیهای فوق العاده ای خصوصا دربرابر خلیفه عرب بدست اورد که پایه های دولت هرچند سیار وکوتاه مدتش را مستحکم میکرد !

بهرحال جلال الدین رفت و مدتی بعد هم کشته شد اما تاریخ لرستان برگ زرینی از خود در آن روزگار خونین بر جا گذاشت

دورهمی با بلوط2

حمید لطفی بازدید : 20 پنجشنبه 18 تير 1394 : 16:24 نظرات ()

صبح جمعه که هیچکس را شوق آن نیست که از رختخواب گرم ونرمش برخیزد بوی بلوط عاشقانش را به طبیعتی زیبا فراخواند!

درست در هفتمین روز ماه فروردین نخستین حرکت خودجوش مردمی لرها برای همنوایی با غم های بلوط در دامنه اشترانکوه لرستان شکل گرفت روستای چشمه سرنجه دورود با آن طبیعت دل انگیزش میعاد دوستداران بلوط بود تا به همه بگویند در این روزگار وانفسا بلوط تنها نیست...

در این مراسم که به همت مدیر واهالی سایت لور علی الخصوص دکتر خدایی برگزار شده بود جمعی از فعالان رسانه ای -فرهنگی قوم لر حضور بهم رسانده بودند که علاوه بر دکتر ابراهیم خدایی میتوان به ابوی محترمشان دکتر اسفندیار خدایی مدیر پایگاه خبری لرنا و همچنین فعالان دیگری چون عیسی قائدرحمت ،مهدی محرابی، کورش هداوند،علی لشنی،محمود نصرتی ،و جناب عنبری و این بنده حقیر و همچنین تنی چند از بانوان طبیعت دوست دورودی اشاره کرد.

در این دورهمی دوستانه حاضران با پوشیدن لباس لری ودر دست داشتن نوشتجاتی در مورد بلوط،روزش را در دامان طبیعت پاس داشتند فارغ از فضای دوستانه وکیفیت نقلی وجمع و جورش ،این مراسم را می توان نقطه آغازی زیبا برای بلوط و دوستدارانش دانست...

دورهمی با بلوط!

حمید لطفی بازدید : 34 پنجشنبه 18 تير 1394 : 16:13 نظرات ()

ازسمت چپ می آغازم جایی که عیسی خان قائدرحمت نویسنده سایت لور ایستادن تمام این لباس های محلی متعلق به ایشونه ...درواقع عیسی خان کلکسیون بسیار زیبایی از لوازم ولباسهای لری داره که فک کنم بعضیاشون نایاب باشن الانم اگه می بینید لباس محلی تنش نیست چون به تعداد حاضران موجود نبود وسرهمین مدام تعویض می کردند...
نفر بعدهم که آقا مهدی محرابی که همخونه خودتون تو همین سایت هست و وبلاگ سرزمین لر هم شش دانگ مال ایشونه! نفر بعد کورش هداوند هست که از همتباران فعال مان هست بنده هم تازه افتخار اشنایی باهاشون پیدا کردم...
اون آقای کت وشلواری کسی نیست جز دکتر اسفندیار خدایی مدیر پایگاه خبری لرنا و صدالبته ابوی دکتر ابراهیم خدایی هستند کلا هزارماشاله خانواده دکترخیزی هستند و سالی چند دکتر تحویل جامعه میدن خدا حفظشون کنه راستی ما هم خانواده دیپلم خیزی بودیم که من سنت شکنی کردم ولیسانسه شدم خدا ما رو هم حفظ کنه!
نفر بعد دوست عزیزم علی اقا لشنی ست یک نویسنده لرتبار که داستان های تاریخی می نویسه رمان دلاور زاگرس کار ارزنده ایشونه اطلاعاتش فوق العاده است...
نفر ایستاده سمت راست هم که خود ناکسم هستم که مشخصه سرمایی هستم و البته لباس محلی به تنم زار میزد و کسی هم اصرار نکرد بپوشم!!
و اما دونفر نشسته که سمت راستی جناب اقای عنبری هستند که از همتباران فعالمون هستند و درست مثل کورش خان تازه افتخار دیدنشون رو داشتم و نفر اخر هم همون دکتر خودمونه ابراهیم خدایی که فعالان رسانه ای لر بیشتر از من می شناسنشون ایشون مدیر سایت لور هم هستند! خدا حفظش کنه واسه مردمان لر...
و نفر آخر هم داربلی! یا دار بلوط که حیرت زده ما رو نگاه می کنه مستدام باشن ایشون!

بازی با آتش کاری از شهرام فداکار!

حمید لطفی بازدید : 171 سه شنبه 16 تير 1394 : 18:11 نظرات ()

شهرام همان کارگر فداکار پتروشیمی ماهشهر است که خود را به آتش زد و فلکه اصلی را بست تا از انفجاری بزرگ جلوگیری کند و اگرچه پنجاه درصد سوخت اما مانع از سوختن جانهای فراوان شد!

نامش شهرم محمدی ست کارگر بختیاری الاصل پتروشیمی ماهشهر! 34 ساله متولد ایذه با سیزده سال سابقه کارگری و این همه مشخصات قهرمان قصه پتروشیمی مارن نیست که او دلی بزرگ دارد و نیتی پاک که از تبارش سرچشمه می گیرد!

اما آن روز چه رخ داد وشهرام چه کرد؟

روایت شاهدان عینی از ماجرای آتش سوزی در پتروشیمی مارون شنیدنی است: «در پتروشیمی همیشه ممکن است چنین اتفاقاتی پیش بیاید. دستورالعمل ایمنی هم بستن شیرهای گاز و دور شدن از منطقه است.»

ساعت 3 و نیم بعد از ظهر سه‌شنبه 9 تیرماه، سیستم هشداردهنده پتروشیمی از ایراد فنی یکی از لوله‌های گاز هگزان خبر داد.

کارگران پتروشیمی مارون می‌گویند: «گاهی واشرهای این لوله‌ها خراب می‌شوند این موضوع یک مساله آنی است و نمی‌توان آن را پیش بینی کرد. اگر هم اتفاق به انفجار منجر شود، ممکن است لوله‌ها و مخازن دیگر هم منفجر شود. گازی که در هوا منتشر شده پس از انفجار حالتی را به وجود می‌آورد که انگار هوا آتش گرفته است.»

علائم هشدار دهنده که به کار افتادند همه فرار کردند. شهرام با فریاد از همکارانش می‌خواست که دور شوند، اما خودش به سراغ شیر اصلی رفت و آن را خاموش کرد که ناگهان شیری که نشت کرده بود، منفجر شد و آتش به دست و جانش افتاد و سوخت.

کارگران پتروشیمی ماهشهر می‌گویند که اگر این حادثه به انفجاری بزرگ منجر می‌شد مشخص نبود چه تعداد آدم می‌سوختند و چند میلیون دلار خسارت مالی به این مجتمع ملی پتروشیمی وارد می‌شد. در زمان این حادثه 1400 تا 1500 نفر کارگر پتروشیمی مارون سر کار حاضر بودند. از طرف دیگر علاوه بر فازهای دیگر پتروشیمی در همسایگی پتروشیمی مارون، شهر ماهشهر هم به این پتروشیمی چسبیده است. یعنی بهتر است گفته شود این پتروشیمی به شهر ماهشهر چسبیده است و این وضعیت جغرافیایی می‌توانست در صورت بروز حادثه‌ای بزرگ، مشکلاتی را هم برای شهروندان این شهر به وجود آورد. با این شرایط، عمل قهرمانانه شهرام محمدی به طور توامان باعث حفظ جان عده زیادی و حفظ منابع مالی و ثروت ملی کشور شده است.

همراه شهرام محمدی درباره روحیات او می‌گوید: «شهرام بچه متعصب و بسیار مهربانی است و همین خصوصیات باعث شده تا این فداکاری را انجام دهد. در حال حاضر همه اقوام ناراحت او هستند. همسر او و چند تن از اقوام چند روزی می‌شود که حتی غذا نخورده‌اند. ما طایفه‌‌ای زندگی می‌کنیم و مناسبات قومی ما طوری است که از نظر عاطفی همه به هم وصل هستیم.»

همسر شهرام محمدی به تهران نیامده و تصمیم گرفته شده او که شوهر خود را پس از حادثه به هوش در اهواز دیده است، به تهران نیاید تا دیدن همسرش روی تخت بیمارستان به قلب بیمار او که مادر چهار فرزند است، فشار نیاورد. این زوج جوان چهار فرزند کوچکتر از هشت سال دارند. کوچک‌ترین فرزند آنها سه ماه پیش به دنیا آمده است. مادر و پدر شهرام محمدی در قید حیات نیستند و در نتیجه با این شرایط اقوام نزدیک او که به تهران آمده‌اند، پیگیر وضعیت درمانی او هستند. همراهان این بیمار این روزها در منزل آشنایان خود در تهران به سر می‌برند.

دور از انتظار نیست که وضعیت این خانواده از نظر مالی مانند دیگر کارگران و اقشار ضعیف جامعه باشد. در حال حاضر در شرایطی که چند روز از حادثه گذشته است، کمک مالی مستقیمی به این خانواده نشده است.

اما نکته جالب مسئولان پتروشیمی مارن هستند که بشدت هنوز هم مثل روز اول انفجار می خواهند اطلاع رسانی را مسکوت بگذارند...

کشکان خشگ شد!

حمید لطفی بازدید : 24 سه شنبه 16 تير 1394 : 9:0 نظرات ()

کشکان خشک شد تا بگوید شیره های جان زاگرس در حال خشکیدن هستند!

جنگ آینده بر سر آب است و مبادا در این میانه دست مان خالی شود...

مردمی که فقط سرخوشند همین!

حمید لطفی بازدید : 21 سه شنبه 16 تير 1394 : 8:35 نظرات ()

به اصطلاح روشنفکر مملکت یعنی صادق زیباکلام که علاقه خاصی هم به نامه نگاری دارد وهم به خلاف جهت آب شنا کردن از مردم ایران خواست برای شادی هسته ای درروز عیدفطر آماده باشند!

ظاهرا این ملت تنها سهم خود را در هر اتفاقی این می بیند که به خیابان بریزد و برقصد و هرزگی کند و بوق ممتد بزند وپرچم تکان دهد ودیگر هیچ!

یعنی به جز یک شادی و غرور کاذب کوتاه مدت دیگر هیچ منفعت دیگری نصیبش نمیشود و خودش هم عادت کرده است که الکی خوش باشد و فقط منتظر است به کوچکترین بهانه ای خود را تخلیه کند وبه وجد وسرور خیابانی بپردازد حال اتفاق سیاسی باشد یا سیاسی ویا سرکاری!

البته این فرهنگ سرخوشی بیشتر در تهران به چشم می آید که باتوجه به پایتخت بودن طبیعی ست اما از انجا که هرچی از مرکز به مابقی نقاط صادر میشود این فرهنگ ویرانگر همه جا تسری می یابد البته جای خوشحالی انجاست که برخی نقاط از نظر فرهنگی کامل مجزا شده و مثل سابق چشم به پایتخت ندارند اما هنوز نقاط فراوانی فقط به تخلیه هیجانات می اندیشند بدون اینکه ذره ای اثرات بر زندگی یا جیب شان احساس کنند!

صدا وسیمای دولتی نیز بر اساس یک روانشناسی اجتماعی به این امر کمک فراوان می کند وبابزرگ نمایی برخی اتفاقات به حضور گسترده تر مردم دراین قبیل کارناوالهای خیابانی کمک می کند وباساخت یک سری برنامه های بی هدف وصرفا جهت خنداندن مخاطب به گسترش این فرهنگ کمک می کند...

در بروجرد علاالدین همه کاره است!

حمید لطفی بازدید : 22 دوشنبه 15 تير 1394 : 8:59 نظرات ()

شورای هماهنگی اصلاح طلبان شهرستان بروجرد در نامه‌ای سرگشاده خطاب به علاءالدین بروجردی، از دخالت وی در عزل و نصب های مسئولین شهرستان بروجرد انتقاد کرده است. متن این نامه بدین شرح است:

جناب آقای بروجردی، نماینده مردم شریف شهرستان بروجرد
با عرض سلام
جهت یادآوری حضرتعالی به استحضار می رساند که مردم شریف و آگاه شهرستان بروجرد در سال1392 با رای قاطع خود به دکترحسن روحانی، "نه" بسیار بزرگی به تفکری گفتند که شما و اکثریت نمایندگان مجلس نهم ازحامیان آن بوده اید. شما همراه دولتی بوده اید که تا آخرین ثانیه های جمع آوری کارنامه نامقبول آن کشور را تا لبه پرتگاه سقوط به پیش راند و این درحالی بود که شما و اکثریت نمایندگان این مجلس که به موجب اصل شصت و هفتم قانون اساسی سوگند یاد نمودید که: "از ودیعه‌ای که ملت به شما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنید، و در انجام وظایف وکالت، ‌امانت و تقوا را رعایت نماید و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشید"؛ دراغلب موارد سکوت کردید و دریغ از یک نهیب به این همه بی تدبیری و تضییع حقوق ملت و حیف و میل بیت المال!

با این وجود شما به جای تمکین به رأی و نظر مردم بروجرد، با مصادره آرای آنان و با نادیده گرفتن اصل پنجاه وهفتم قانون اساسي و استقلال قوا که نمایندگان مجلس باید به موجب وظیفه قانونگذاری و نظارت برحسن اجرای آن، الگوی قانونمندی پایبندی به قانون باشند، با استفاده ازوضعیت خاص سیاسی و اقتصادی دولت تدبیر و امید؛ در ساماندهی به بی سامانی های کشور در داخل و میدان های بین المللی، با فشارهای فراقانونی بر وزارتخانه ها، مخصوصاً وزارت کشور واستانداری لرستان، مانع ازهرگونه تغییر و تحول مناسب با سیاست های این دولت درسطح مدیران این شهرستان شده اید

حتی در این مورد به توصیه ها، نظرات واعتراضاتی که از سر دلسوزی و برای حفظ منافع و مصالح این شهرستان ازجانب اشخاص حقیقی و حقوقی حتی چهره هایی که جزء حامیان شما و ازاعضای ستاد انتخاباتی شما دردوره های مختلف بودند، مطرح می شد، وقعی ننهادید و همچنان با لجاجت براین مسیر پا می فشارید. شما با چینش طنزگونه نیروهای خود که از یک طرف هیچ گونه اعتقادی به سیاست های دولت تدبیر وامید ندارند و حتی از نظرتخصص و تجربه درسطح نازلی هستند، شائبه های زیادی را درسطح شهرستان دامن زده اید!

از شما که سابقه ای در حقوق و دیپلماسی دارید، می پرسیم، به استناد به کدام قانون یا حجت شرعی چنین حق و اختیاری برای خود قائلید که در انتصاب مدیران دولت در شهرستان، که علی الاصول می بایست مجری سیاست های دولت باشند، نه مطیع نماینده مجلس، این گونه وارد شوید؟

جناب آقای بروجردی!
اینجانبان به عنوان جمعی از دلسوزان انقلاب نسبت به دخالت غیر قانونی شما درانتصاب دوتن از مدیران دولت گذشته درمسند مدیریت آموزش وپرورش واداره صنعت ، معدن وتجارت شهرستان بروجرد طی نامه ها وبیانیه هایی اعتراض خود را مطرح نمودیم که مع الاسف وقعی نهاده نشد!واکنون نیز شاهد انتصاب نابجای دونفر دیگر از مخالفان مشی اعتدالی دولت درسمت های اداره ارشاد اسلامی ودانشگاه پیام نورهستیم که این رویکرد ها بارقه «تدبیر امید» را به ناامیدی بدل کرده است !

شما ظرفیت شنیدن سوألات شهروندان را ندارید و به جای پاسخگویی به سوالات مردم، آنان را به پای میز محاکمه می کشانید! (هنوز شکایت وتعطیلی هفته نامه شمیم درخاطره ها مانده است) درحالی که نماینده مجلس موظف است بنا بر سوگندنامه ی نمایندگی، به پرسش ها، مطالبات وحتی اعتراضات شهروندان پاسخگوباشد. 

شورای هماهنگی اصلاح طلبان بروجرد، در خاتمه مشفقانه از شما می خواهد که ضمن احترام به آرای مردم به فکر وظیفه ی اصلی نمایندگی مجلس، که همانا امرقانونگذاری درست و علمی و نظارت برحسن اجرای آن است، باشید وازسنگ اندازی برکار دولتی که با آواری ازمشکلات به جا مانده ازدولت گذشته روبروست و باید پاسخگوی اعتماد رأی دهندگان باشد، دست بردارید.

شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان شهرستان بروجرد
تیرماه 94

حیرت از اراده ی تو...

حمید لطفی بازدید : 18 یکشنبه 14 تير 1394 : 12:43 نظرات ()

نه گذشت ایام از توان تو کاسته کرد ونه غم عزیزان و سوز سینه نای تو را گرفت و نه فقر ومحرومیت رمق از پاهایت گرفت که تو شیرزنی از تبار لر هستی که روزگار از اراده و کارت در حیرت است...

هرگز بیخیال انسانیت نشو(2)!

حمید لطفی بازدید : 19 پنجشنبه 11 تير 1394 : 13:5 نظرات ()

گاهی دست خودت نیست مجبور هم که باشی نمی توانی از انسانیت خویش عدول کنی و این یعنی

اگر درد را احساس کردی زنده ای 

و اگر درد دیگران را احساس کردی انسانی...

هرگز بیخیال انسانیت نشو!

حمید لطفی بازدید : 19 پنجشنبه 11 تير 1394 : 12:59 نظرات ()

هرگز بی خیال انسانیت نشو!

از مرگ نترسید...

از این بترسید که وقتی که زنده اید چیزی در جود شما بمیرد

بنام "انسانیت"

تعداد صفحات : 13

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
آدرس اینستاگرام نویسنده: hamidl33
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 123
  • کل نظرات : 25
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 2
  • آی پی دیروز : 8
  • بازدید امروز : 37
  • باردید دیروز : 10
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 6
  • بازدید هفته : 58
  • بازدید ماه : 406
  • بازدید سال : 5,817
  • بازدید کلی : 15,384